دلنوشته ای در اولین سفر راهیان نور ...
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
گوشه ای از کربلا جا و مکانم بده
ثبت نام راهیان نور اغاز شد. بشتابید!!
چقدر خوب است اما فقط می ماند رضایت پدر و مادر که آن هم با کمی اصرار حل می شود.
بعد از رضایت پدرو مادر ماندم خودم و خودم.
که قضیه ام شده بود رفتن یا نرفتن... تا اینکه روز آخر ثبت نام اسمم را خط زدم.
از شدت ناراحتی توسل کردم توکل کردم.تا اینکه به ذهنم رسید من رفیق شهید دارم.
به رفیقم گفتم:داداش جان؟داداش حامد؟ممکن است واسطه ام شوی؟واسطه ای بین من و خدای من.(شهید حامد کوچک زاده را میگویم)
تا اینکه نمی دانم چه شد که دقیقه نود با اینکه فقط یک ظرفیت مانده بود دوباره اسمم داخل لیست رفت و ماهم شدیم زائر شهدا.
امیدوارم سفر خوبی داشته باشیم در ابتدا یک سری توضیحات را عرض می کنم .
در اولین روز عازم معراج شهدا و هویزه می شوید و در روز بعد عازم اروند و شلمچه.
صحبت های راوی را می گویم، صحبت ها و خاطراتی که با کلمه به کلمه اش اشک می ریختیم.
رسیدیم هویزه.
با برخورد نگاهم به مزار شهدا حس عجیبی پیدا کردم.
گقتند کنار مزار یک شهید بمانید و بنشینید.
یک لحظه انگار پاهایم کنار مزار یک شهید متوقف شد.راست میگویند که اگر شهیدی تو را بخواهد به هر نحوی جذبت می کند.
نامش عباس خمیسی بود .تولد ۱۳۴۲ و شهادت۱۳۵۹. هم سن هستیم.پس درکم می کند.شرایط زمان را می داند.می داند که برای حفظ حجاب مادرمان،حجابی که به خاطر آن خون دادند،باید هزاران طعنه را تحمل کنیم.
به خدا قسم سخت است قدم زدن در شهری که قدم به قدمش عکس و نام شهداست اما عکس شهدا عمل می کنند.
رسیدیم به اروند قدمگاه شهدای غواص که قدم زدن در آنجا شرمندگی دارد.
و در آخر رسیدیم به شلمچه.
حس غریبی داشتم.از شلمچه فقط عکس و خاطره از دوستان داشتم.
تصورم چیز دیگری بود
اما خیلی غریب است.
تازه متوجه شدم چرا می گویند شلمچه قطعه ای از بهشت است.
غروب شلمچه آزار دهنده است.
کلی اشک به همراه دارد
لحظه ی وداع لحظه ای آزار دهنده بود.
اما عهد بستیم باشهدا
بیعت کردیم و این یعنی دلمان به دلشان بند است.
فقط شهدا کمکم کنید اما رهایم نکنید
رهایم کنید نابود می شوم
انس با شهدا عادتی است که نمی توان ترکش کرد.
و یادم نمی رود لطف های شهید حامد کوچک زاده را.
یادم نمی رود که شهدا هدیه ی تولدم را پیشاپیش دادند
یادم نمی رود.....
و یادمان نمی رود جمله ی حاج قاسم سلیمانی را: شرط شهید شدن ،شهید بودن است.
اللهم الرزقنا شهادت
اللهم الرزقنا شفاعه الحسین
و اللهم عجل لولیک الفرج.
ما را در سایت معرفی کتاب دفاع مقدس - کتاب بابانظر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 155